ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

فاطمه (ع) | از زبان دیگران

هنگام رحلت پيغمبر فاطمه (ع)هنوز 30سالش نبود پدرش او را (ام ابيها )مي خواند از محبتي كه به او داشت .فاطمه (ع) هم پدر رابه حد پرستش دوست مي داشت و در همه كاري خشنودي او را مي جست . زني بود صبور و پركار. در نگهداشت خانه و پرورش فرزند حوصله اي تمام داشت.فقر و بي برگي راكه  در سالهاي نخستين در خانه شوهر داشت با صبر و شكيبايي هموار مي كرد.با گرفتاريهايي كه در خانه داشت از پارسايي بيشتر اوقاتش در نماز و روزه مي گذشت .همچنين در زيارت قبور و در دستگيري محتاجان.لاغرو نازك  اندام بود.راه رفتنش به پيغمبر مي مانست و سخن گفتنش نيز.لكن بر خلاف پندار عيبجويان نه بيمار گونه بود و نه دائم در حال گريه .اگر روايتهايي هست كه از ناتواني و نالاني او حاكي است در واقع حال او را در هنگام رنجوري پايان عمر نشان مي دهد.دو بار سفر كردنش به مكه چند بار فرزند زادنش بعلاوه سختيهايي كه در كارهاي خانه تحمل مي كرد نشان مي دهد كه بنيه اي سالم داشت. در كودكي به پدرش علاقه اي شديد مي ورزيد. در مكه از مرگ مادرش رنج بسيار بردو از جفايي كه مشركان در حق پدرش مي كردندچندين بار در تاب شد.در مدينه بعد از واقعه احد به پرستاري و همراهي  پدر مي پرداخت . به سر قبر شهيدان مسلمان مي رفت و براي آنان دعا مي كرد. در رنجوري پدر رنج بسيار برد و مكرر از بيتابي گريست.يك بار گويند پيغمبر در اين حال در گوش او چيزي گفت و فاطمه به تلخي گريه كرد .بعد چيزي ديگر گفت و وي لبخند زد. گفته اند اول بار پيغمبر  وي را از مرگ خويش خبر داد و او از نوميدي گريست بعد وي را مژده اي داده بود به ديدار،و او از شادي تبسم كرده بود.اما وفات پدر براي فاطمه (ع)خيلي بيش از آنچه انتظار ميرفت دردناك شد.خاصه كه خليفه گزيده قوم ابوبكر و مشاور او عمربن خطاب در حق وي چنان كه چشم داشت دلجويي نكردند.بلكه از همان روزهاي نخست براي انكه علي (ع)و هم آندسته از انصاررا  كه از بيعت با خليفه امتناع داشتند به بيعت وادارند خانه فاطمه(ع) را تهديد كردند. حتي گويند عمر بر در سراي او هيزم گرد آورد تا برافروزد و خانه را آتش زند.. در باب فدك نيز دعوي اورا به چيزي نگرفتند و او را ازرده خاطر كردند......صد روز و بقولي 6ماه بعد  از پدر وفات يافت . شب هنگام او را بخاك سپردنداز آن كه نمي خواست ابوبكر بر جنازه اش نماز گذارد.
برگرفته از كتاب بامداد اسلام تاليف دكتر عبدالحسين زرين كوب  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر